X

ماه ني ني
قشنگ ترين بهانه زندگيم...

هستي جونم گل من داشتم فايل ها رو ميگشتم كه چشمم به اين عكسهاي ناز و با نمكت افتاد هم كلي خنديدم هم دلم گرفت كه چه زود ميگذره و شما گل من تند تند رشد ميكني و بزرگتر ميشي و برا من اين افتخاره كه دختري دارم كه روز به روز و ساعت به ساعت حتي دقيقه به دقيقه شاهد بزرگ شدنش هستمخيلي دوست دارم عزيزكم تمام دنياي من..........فرشته

  

اخ كه عاشق اين عكستم انگار سربازي چه با ژست واستادي عششششششششششششششششقققققققممم

ميميرررررررررررررررررررررررم براتتتتتت جوووووووووووون ممممممممممن واييييييييييييييي

 

اينجاداري كيك مياري خودت داري نيورده شمع هارو فوت ميكنيهوراقهقهه

 

 

 

اينجا تازه ياد گرفته بودي با هندزفري اهنگ گوش ميكردي تا ميذاشتيم به گوشت اروم اروم چرت ميزدي قربونت برم من الهههههههههييييي

 

 

ووووووووووووااااااااااااييييييييييييي خدايا اين عكسات خيلي بانمك هستن دارم غش ميكنم واست قربووووووووونت برم

 

 

 

 

 

 

  



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 9 بهمن 1392 ] [ 11:23 ] [ مامان هستی ]

قلبگل دختر ناز من تو ورزش با دوستاش عکس انداخته خودشم کت گونش روپوشیدی و گفتی مامان ازمون عکس بگیر عین دختر بزرگا شدی و خودتم ازش لذت میبردی خیلی دوستت داغرم دختر خوبم  

    

   

  از سمت راست آیتک،هستی، گونش دوست جونای خوب بعد ژیمناستیک کنار هم صمیمانه عکس انداختنقلب

  

 هستی مثل همیشه حواسش جای دیگه است ای شیطون بلای من



[موضوع : ]
[ يکشنبه 10 آذر 1392 ] [ 11:45 ] [ مامان هستی ]

 هستي خانم ما داره رژ ميزنه كه عاشق ارايش و مثلا ژست گرفته رژش رو نشون ميده ومنمتعجب

              

             

نه به اين حجابت كه اعصابمو خرد كردي كه ميخوام روسري سرم كنم كه منم نميخواستم اينو خاله جون واست خريده چون از بس گير داده بودي اونم خريد تو هم جو گرفتت و كردي داريم ميريم كلاس ولي بهت خيلي مياد ناز  ميشي گل من و البته نه به عكساي بالاييتقهقهه

            

           

          

       

       

       

اينجا رسيديم خونه ماماني اينا و تو زنگشون رو زده افسرده واستاده بودي منم عكس گرفتم از بي حاليت

      

اينجام از حموم در اومدي و داري با خاله حرف ميزني

     

   

ابرومو با اين شيشه شيرت ميبري دختر من بزرگ شده ولي دست از اين شيشه شير بر نميدارهخجالتنیشخند

بازطبق معمول در حال رقصه گل دختر منماچ

   

     

 

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 11:54 ] [ مامان هستی ]

يه روز كه خاله اينا اومده بودن رفتيم دره قاسملو كه يه منطقه اي سرسبز و زيبا مثل شمال طبيعتش و ما هم يه جايي رو ميشناسيم هم خلوته هم واقعا زيباست ما هرسال بهار و تابستون اگه وقت هم نداشته باشيم حداقل يكبار ميريم اونجا هم ناهار ميبريم هم ميريم كوهش واقعا عالي هست طبيعتش ايندفعه هم خرداد بود رفتيم خيلي بهمون خوش گذشت هستي هم با خاله جونش كلي بازي ك

      

     

    

  

  

  

   

    

    

داشتي به قول خودت ناناي ميكردي انقدر رقصيدي ول كن نبودي البته جمعي هم رقصيديم در كل خيلي خوش گذشت كلي خنديديم

    

   

 

 

  

   

  

  

   اينجام بيرون بارون باريد ما هم اومديم داخل چادر نشستيم

 

   

عاشق اين عكستم هستم جيگر من سفيد برفي ماما لباتو بخورم وايييييييييييييييييي اخييييي عشق مني تو

       

      



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 11:30 ] [ مامان هستی ]

ماماني ماشاا..بزرگ شدي خودت لباساتو ميپوشي كاراتو ميكني البته وقتي صبح ها كلاس داريم تو هم خوابالو هستي يكم از اون خوش اخلاقا ميشي بعضي مواقع بحثمون ميشه ولي در كل كم كم كه بزرگ ميشي اذيتت كمتر شده خيلي فرق كردي خانوم تر شده البته كوچيك بودي هم ني ني خوبي بودي واقعا ازت راضي بودم فقط مشكلمون وابستگي شديد تو به من بود و گريه هات كه منو نميديدي والا ماماني واقعا ني ني نمونه اي بودي اصلا شلوغي نداشتي مهمون ميرفتبم مودب بودي همه راضي به اومدنت به خونشون بودن البته بگم فكر كنم مهره مار هم دارينیشخند چون همه زود عاشقت ميشن و دوست دارن حتي وقتي بريمم بيرون بي اختيار همه ميگن اين دخترتون چه نازه ميبوسنتو وووووو...........قلب بريم سراغ عكسات كه داري اماده ميشي خودت تا بريم كلاس زبانفرشته

        

       

      

      

      

      

       

       

        



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 10:58 ] [ مامان هستی ]

ماماني هرچي عكس داري ميذارم ولي نوشتنشو بعدا مينويسم شرمنده ام گلم خودت ميدوني ماماني وقت نداره اينارم به خاطر تو گلم ميذارم خيلي خيلي دوست دارم ژستاتو برمعسلم مثلا دامن پوشيده خانوم شده

               

                 

   اينجا اماده شديم بابايي بياد دنبالمون بريم خونه اقاجون كه شما گفتي ماما ازم عكس بگير

                

               

              

            

             



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 10:42 ] [ مامان هستی ]

دختر ناز من اماده شده ميخواد بره كلاس ژيمناستيك

     

    

    عاشق لبخندتم دخترم.........................................................

  

 

 

   

  

اينجا رفته بوديم خونه دايي باباجون چون واسه ثنا جون كه نامزده بخاطرش مهموني داده بودن

 

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 10:35 ] [ مامان هستی ]

دوتاتون عين هم پوشيديد و خواستيد ازتون عكس بگيرم منم اصلا ازين ساپورتا خوشم نمياد چون كادو اورده بودن تو خونه بودكه من يكيشو دادم به الينا يكيش هم واسه خودت موند ماماني شما هردو تون پوشيديد و ژست گرفتيد واسه عكس

        

       

دختر ناز من اينجا خانم شده ناز گل من دوستت دارم عزيزم..قلبقلب تو فرشتهمن هستي،هستي من

     

      

     

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 10:19 ] [ مامان هستی ]



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 10:08 ] [ مامان هستی ]

مامانی عاشق این عکستم بخاطر خنده ناز و خوشگلت خیلی این خنده ات به دلم میشینه

ژست دخترمو برم که بعد از شمشیر بازی گرفته البته اینجا داشتیم میرفتیم بیرون که تو شمشیر بازیت گل کردچشمک



[موضوع : ]
[ شنبه 23 شهريور 1392 ] [ 12:33 ] [ مامان هستی ]
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

هستی جان فرشته آسمونی من وباباش 21 تیرماه 1388 به فرشته زمینی تبدیل شدو با ورودش به زندگی مون یه رنگ تازه امید و بوی عشق زیبا وبه یاد ماندنی رو بهمون تقدیم کرد.
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته گذشته : 103
کل بازدید : 30181